استیو جابز، حاج آقا، روز آخر زندگی، مفید بودن

چند روز پیش داشتم به جمله استیو جابز فکر می کردم که می گفت هر روز طوری از خواب بیدار شین که انگار امروز آخرین روز زندگیتونه و به این فکر کنید که اگر امروز آخرین روز زندگیتون باشه (دور از جون)، آیا همین کارهایی رو خواهید کرد که امروز می خواین انجام بدید؟ بعد یکم فکر کردم دیدم یه داستان خیلی مرتبط و تاثیرگذار هم قبلنا در اینباره شنیده بودم. کلی گشتم تا داستانش رو پیدا کردم و دوباره خوندم. دقیقاً مفهومش معادل جمله استیو جابز نیست اما از یک نظرهایی همون اندازه تاثیرگذاره. گفتم با دوستانی که شاید این داستانو نشنیده باشن به اشتراک بگذارم.

اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه

گفت :حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم

گفت: من رفتنی ام!

گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم

گفتم: دکتر دیگه ای رفتی، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.

گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم یعنی خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گل مالید سرش

گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم

کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن

تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم

خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم

اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت

خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد

با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن

آخه من رفتنی ام و اونا انگار موندنی

سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم

بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم

ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم

گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم

مثل پیر مردا برای همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم

الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و مهربون شدم

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن منو قبول میکنه؟

گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه

آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، وقتی داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!

یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟

گفت: بیمار نیستم!

گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن:نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی

مارفتنی هستیم وقتش فرقی داره مگه؟ 

باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد.

داستانش برام خیلی جالب بود… همیشه وقتی به فکر کمک کردن به دیگران و خوبی کردن میافتیم که یک مشکلی برامون پیش بیاد. باید سعی کنم هر روز هر کار خوب و مفیدی که می تونم برای دیگران و خودم انجام بدم رو همون روز انجام بدم. اینطوری هر روز می تونم خیلی مفیدتر باشم. شاید فردا نتونم به دوستم کمک کنم.

13 فکر می‌کنند “استیو جابز، حاج آقا، روز آخر زندگی، مفید بودن

  1. محمد حسن

    این همه سال توی دین احادیث و روایات داریم در اینباره برای مثال پیغمبر اکرم (ص) می فرمودن : \”طوری برای دنیا زندگی کنید که انگاه تا ابد زنده هستید و طوری برای آخرت که انگار فردا می میری\” یا امیرالمومنین که می فرمود : \”به نفس بعد خودت هم اعتماد نکن\”

    ماشالله همه دین رو بوسیدیم گذاشتیم کنار. اینجور مسائل بطور کامل و درست توی دین اسلام بیان شده، اما تا یه خارجی یه حرفی می زنه همه میزارن رو سرشون که این یارو دیگه آخر تفکر و روشن فکری و …. هست.
    ببین استیو جابز فقط یک مورد از هزاران موردی که توی دین ما بیان شده رو بهش پی برده و توی زندگی بکار برد و شد موسس شرکت اپل.

    سیاوش جان چون چندین سال هست می شناسمت و دوستت دارم این حرف هارو زدم. اگر دوست داری و فکر می کنی اینجا جای این حرفا نیست این کامنت رو پاک کن.

    موفق باشی !

    پاسخ
  2. Majid

    خیلی وقت های الماس تو جیب ما هست ولی چون از روز اول آن را دیدیم و بیشتر از این که به اصل توجه کنیم به حاشیه های آن توجه کردیم .
    از الماسی که در دست داریم غافل شدیم و سال ها به دنبال ان هستیم

    پاسخ
  3. پادین

    این عقاید صوفی گرانه میتونه مهلک باشه، و همونطور که در داستان هم اشاره شده، در انتظار مرگ، هر روز مردنه. ایران در زمان مشروطه و بعد از اون، پس از تماسی که با غربی ها داشت، خیلی سعی میکنه که از صوفیگری فاصله بگیره. اما هنوز هم صوفیگری در ایران ریشه داره، و ضررهای بسیاری به ایرانیان زده. آخر اینکه رعایت اخلاقیات در یک جامعه، لزوما وابستگی به تصوف و دین نداره.
    جمله استیو جابز هم کمی گمراه کننده به نظر میاد. پس جایگاه برنامه ریزی بلندمدت برای زندگی کجاست؟

    پاسخ
  4. babak

    @ محمد حسن : محمد جان با صحبتی که کردی موافقم. اما به نظر من چند دلیل وجود داره که اگر یه خارجی (منظور خارج دین اسلام) حرفی می زنه همه میزارن رو سرشون.
    چون کسی که این حرف رو منتقل می کنه آدم موفقی هستش حرفش نشر پیدا می کنه و من و شما دیگه نگاه نمی کنیم حتی دین این طرف چیه!
    به نظرم ما تو انتقال مفاهیم دینی مشکل داریم چون بهشون عمل نمی کنیم. امیدوارم تونسته باشم منتقل کنم منظورم رو :چشمک

    پاسخ
  5. esmailian

    همیشه دوست دارم مثل ادم زندگی کنم. ولی هرچی ام بگیم باز یادمون میره وسه چی ایقدر داریم حرص دنیا رو می خوریم. هر موقع عصبانی میشیم یادمون میره این چیزی که الان واسش حرص می خوریم هم رفتنیه یا این دنیایی که توشیم هیچیش مال ما نیست. حتی پولی که الان توجیبمونه مال ما نیست امانتی دادن دستمون باشه

    پاسخ
  6. nimah2o

    با اجازه سیاوش عزیز دوست دارم به کامنت های بعضی از دوستان جواب بدم!
    محمد حسن@ : محمد جان اسلام خیلی حرف های خوبی داره ولی مختص مسلمون ها نیست هر کی بتونه به حرف های قرآن گوش کنه شک نداریم که نتیجه اش رو میبینه اینا قوانین خلقته ، اون مرتاض هندی هم اگه به جسمش سختی بده روحش رو در اختیار میگیره و خیلی از مواردی که دیدیم تلاش کردن ها و محبت های غیر مسلمانان چه نتیجه های خوبی داده ، منظورم اینه که ما باید سعی کنیم خودمون استفاده کنیم از گزاره های اسلامی و اگر نه حق نداریم به دیگران بگیم چرا استفاده کردند!
    پادین@: در سبک زندگی افردای که همیشه به یاد مرگ هستند (در مقابل سبک زندگی غربی که فراموشیِ مرگ با کارهای لحظه ای رو توصیه میکنه مثل الکل ، مراقبه و تمرکز و…) برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت جایگاه ویژه ای داره چون اون ها اعتقاد دارن که بعد از مرگ باید به کارهایی که کردن جواب بدن ، پس باید خودشون رو آماده کنند که هر لحظه که از این دنیا رفتن برای تک تک زمان های زندگیشون جواب داشته باشن ، و هدف و دورنمایه زندگی مشخصی داشته باشند ، چون در این نوع سبک زندگی بامرگ کارهای افراد ناقص نمیشه بلکه نیت و کاری که تا لحظه مرگ انجام دادن اهمیت داره.
    از همه ی دوستان بخاطر اینکه خیلی بیشتر از حد خودم صحبت کردم عذرخواهی میکنم .

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>