برای هر کاری راه ساده تری وجود داره!

triangle345

چند وقته هیچ وبلاگی ننوشتم! یه سری امتحان کوچیک داشتم که تموم شدن…

این مدت خیلی اتفاق های جالبی برام افتاده، اما هیچ کدوم انقدر برام انگیزه ایجاد نمی کردن که بیام تو وبلاگم بنویسم… تا امروز!

امروز رفتم مدرسه ی داداش کوچیکم، آرش جون، که بیارمش خونه که دیدم بچه های کلاس دارن داد میزنن: “آرش فرمول کشف کرده، آرش فرمول کشف کرده!”.

کنجکاو شدم و رفتم دفتر سؤال کردم موضوع چیه؟ فهمیدم ماجرا از این قراره که آرش سر کلاس ریاضی پیشرفته ی کلاس پنجمیا که برای آمادگی امتحان تیزهوشان هست بوده و استاد سوال می کنه توی یک مثلث مادرِ (مثلثی که اضلاع اون ضریب ۳،۴ و ۵ هست) با اضلاع ۹، ۱۲ و ۱۵ ارتفاع وارد بر وتر اندازش چقدره؟ بعد آرش خیلی سریع گفته ۷٫۲! بعد معلمشون تعجب می کنه! چون راه حل نرمالش این هست که مساحت مثلث رو بدست بیاری که می شه ۵۴ بعد ضرب نصف وتر (۱۵/۲) در ارتفاع وارد به وتر (x) رو مساوی مساحت قرار بدی و از اون x رو بدست بیاری که این کار کمی وقت گیر هست، لا اقل برای یک پسر ۹ ساله… با تعجب به آرش نگاه می کنه میگه چجوری حساب کردی؟ آرش میگه کافیه محیط رو تقسیم بر ۵ کنیم، یعنی ۳۶ تقسیم بر ۵، که میشه ۷۲ تقسیم بر ۱۰، یا همون ۷٫۲! معلمشون روی چند تا مثلث مادر دیگه هم امتحان می کنه و میگه عجیبه تا حالا جای دیگه ای این فرمول رو نشنیده بودم!

منم جایی چیزی در مورد همچین فرمولی نشنیده بودم! اما خیلی خوشحالم که آرش دوست داره راه های خودش رو برای حل مسئله ها درست کنه و دنبال راه های ساده تر برای مسائل می گرده… شاید این فرمول خیلی ساده باشه و زیاد مهم نباشه! اما اینجور فکر کردن خیلی خوبه… سعیمو می کنم منم اینطوری فکر کنم… برای هر کاری همیشه راه های آسونتری هم هست…

jquery

کلاً این روزا بچه ها خیلی باهوش تر از قبل هستن که البته چیز عجیبی نیست… چند روز پیش داشتم یکی از گوگل تک تاکز ها رو میدیدم که خیلی برام جالب بود! یک پسر ۱۲ ساله در گوگل داشت در ارتباط با jQuery سخنرانی می کرد! این پسربچه ی بزرگ توی پروژه ی Drupal هم سهم داشته! بهتون پیشنهاد می کنم این ویدئو رو ببینید! حتی شاید خیلی سریع تر از خیلی از ما تایپ می کنه… این ویدئو رو که دیدم سعی کردم طراحی وب رو با آرش با وجود اینکه فکر می کردم هنوز زوده شروع کنم…

براش اول تگ های HTML رو توضیح دادم و کار هر کدوم از اونارو… بعد رفتم سراغ CSS و اینکه چه فایده ای داره از CSS استفاده کنیم… بعد برای رنگها باید مبنای ۱۶ رو یاد میدادم… در وب رنگ ها بصورت RGB تعریف میشن… مثلاً #FF0000 کد یک رنگ هست… به این صورت که دو رقم اول اندازه ی رنگ قرمز و دو رقم دوم اندازه ی رنگ سبز و دو رقم سوم مقدار رنگ آبی رو نشون میدن در مبنای ۱۶… پس کد #FF0000 رنگ قرمز خالص رو نشون میده… برای آرش مبنای ۱۶ رو به این صورت توضیح دادم:‌ گفتم مبنای ۱۶ مثل همین شمارشی هست که ما می کنیم با این تفاوت که بعد از رقم ۹ رقم A و B و … و F هم داریم، یعنی شمارش اینطوری انجام میشه:

۰۱ ۰۲ ۰۳ ۰۴ ۰۵ ۰۶ ۰۷ ۰۸ ۰۹ ۰A 0B 0C 0D 0E 0F 10 11 12 13 …

بعد پرسیدم حالا به نظرت بعد از ۱۹ چیه؟ جواب داد ۱A! با کمال تعجب پرسیدم بعد از ۱F چیه؟ گفت ۲۰! پرسیدم بزرگترین دو رقمی چی میشه؟ گفت FF!

من همینا رو برای دانشجوها هم درس میدم اما جواب هایی که میگیرم از دانشجوها برای اولین بار معمولاً صحیح نیستن…

مرحله ی بعدی توضیح این بود که هر کدوم از ارقام توی کد چه چیزیو نشون میدن و ترکیب رنگ ها در کامپیوتر (که ترکیب نور هاست) به چه صورته… برای این کار بعد از یک توضیح کوتاه درباره ترتیب ارقام در کد و چند مثال مثل FF0000# و #۰۰FF00 و #۰۰۰۰FF که رنگ های قرمز، سبز و آبی هستند، شکل زیر رو به آرش نشون دادم:

rgbcircles

بعد پرسیدم حالا کد رنگ زرد چی میشه؟ با کمال ناباوری شنیدم #FFFF00! باید قبول کنیم که انسانهای نسل های حال و آینده از نسل های گذشته درک بالاتری دارند… نمیدونم به خاطر تأثیر ژن هاست، یعنی ژن های انسان مثل یک حافظه اطلاعات نسل قبل رو به نسل بعد منتقل می کنن، یا دلیلش محیط اطراف هست که برای نسل های جدید با نسل های قبل فرق می کنه… یا شاید ترکیبی از هر دو… دوست دارم نظر دوستان رو بدونم…

از این ماجراها بگذریم، این مدت تمرین نوشتن با دست چپ رو هم انجام ندادم، از امروز دوباره می خوام شروع کنم… از تمام دوستانی که عکس نوشتن با دست چپشون رو برام فرستادن هم ممنونم!

اینم عکس ۳ متن آخری که خودم با دست چپ نوشتم به همراه عکس هایی که برام فرستاده شده! من اسم دوستانی که این عکس ها رو فرستادم ننوشتم، چون شاید هنوز دوست نداشته باشن کسی بدونه… اما اگر مشکلی ندارید با اینکه اسمتون بیاد حتماً بگید که از این به بعد اسم رو هم زیر دست خطتون بیارم… در ضمن شاید بد نباشه تاریخ رو حتماً زیر دست خطتون بنویسید تا پیشرفتتون کاملاً معلوم باشه…

لازم به ذکره که عکس یکی مونده به آخر و آخر برای یک نفر هست در یک فاصله ی زمانی ۳ هفته ای! به صاحبش تبریک میگم که انقدر پیشرفت داشته…

25 فکر می‌کنند “برای هر کاری راه ساده تری وجود داره!

  1. n3o

    من هیچ وقت ریاضی دوست نداشتم! ولی خوب… کلا همیشه یه راه ساده تر هست… فقط بعضی وقتا که راه ساده ترو پیدا نمی کنیم، بخاطر اینه که وقتش نیست… باید صبر کنیم!

    پاسخ
  2. Barsan

    سلام
    من یک تازه واردم اما وقتی اومدم اینجا خیلی خوشم اومد جذب اینجا شدم
    بسیار عالی و جالبه
    فکرها و کارهایی که همیشه از انجامشون ترسیدم
    فکرهایی که همیشه از گفتنشون هم …
    حتی گاهی خودم هم خودمو باور ندارم
    چه خوب گاهی واقعا آدم ببینه و بفهمه که امکان داره تو هم یک نابغه در نزدیکیت داشته باشی
    یا خودت نابغه باشی
    یا تلاش کنی تا نسل بعد از تو نابغه باشن
    من خیلی به این موضوع فکر کردم
    خیلی
    لین جمله درسته
    ژن های انسان مثل یک حافظه اطلاعات نسل قبل رو به نسل بعد منتقل می کنن
    آره ایجوریه
    همه ما چیزهایی رو بدون اینکه متوجه بشیم از نسل قبل یاد گرفتیم
    ما کامل تر و باهوشتر هستیم
    اگه قرار بود چنین نباشه پیشرفتی وجود نداشت
    بحث راجب این موضوع زیاده
    اما حقیقت داره
    و تازه راجب میدان مغناطیسی مغز انسان
    راجب اون هم خیلی فکرکردم
    اون هم وجود داره
    انسان خیلی با ارزش و پیچیدست
    کاش خودش روزی درک کنه که چه قدرتی داشت و استفاده نکرد
    خدا زمانی که از روح خودش در انسان دمید
    قدرت بی پایان خودش رو هم در وجود ما قرار داد

    پاسخ
  3. شایان

    بابا منم پنجم دبستان یک فرمول کشف کردم؛ البته فرمون که من کشف کردم مربوط به درس های دبیرستان بود، معلم بیشعور اینقدر حالمو گرفت. به من گفت فکر کردی حالا چه کار کردی ۴ سال دیگه تو درساتون هست.

    پاسخ
  4. علی اکبر

    به نظر من قضیه ی ژنتیکی بودن پیشرفت بچه ها مردود اولا به خاطر اینکه اگه همچین چیزی بود تو نورو ساینس حتما تا حالا تابلو شده بود . ثانیا اگه همچین چیزی بود تا الان ما باید نابغه می شدیم ! یا بعد از چند نسل این قضیه معلوم می شد . البته تو ژنتیک خیلی چیزا منتقل می شه ( مثل مغز دارای تنوانایی صحبت با خدا ) یعنی پیامبری !! یا یک سری استعداد ها اما هوش یا ای کیو رو بعید می دونم بشه گفت تو هر نسل داره مدام بیشتر می شه ! آرش جون یا این پسر بچه هم فکر می کنم به خاطر هوش بالا و صد البته تاثیر محیط اینقدر زرنگ شدن . این نوع اموزش هاست که داره بهتر می شه نه هوش هر نسل . هر چند اینا همش نظر منه !

    پاسخ
  5. SHahab

    به به گویا جدیدن این پست ویرایش شده
    این مطلبی رو هم که اضافه کردی جالب بود ولی اگر یک چیزی میگفتی که آدم زودتر بفهمه خوب میشد

    پاسخ
  6. عطا

    چیز جالبی که خیلی وقتا از سیاوش میشه یاد گرفت اینه که کارها و بطور کلی زندگی رو به بخش های کوچیک تقسیم می کنه و بعدش با انتخاب یه راه نسبتا درست یکی یکی انجام می ده تا تموم بشه. به تعبیر من پروژه تعریف می کنه.
    چند وقت پیش(شاید چند ماه پیش یا اوایل سال) تصمیم گرفتم با دست چپ بنویسم اما به دلایل زیاد نشد و متاسفانه به تعویق افتاد. یکی از دلایل این تاخیر، نداشتن متن مناسب برای نوشتن یا حتی انگیزه کافی براش بود.
    اوایل بهمن ماه ۱۳۸۷ که دوباره تصمیم گرفتم این کارو ادامه بدم اومدم توی نت که راهی پیدا کنم. یکم گشتم و سر از اینجا(بلاگ دوست خوبم سیاوش) در آوردم و دیدم که با خوندن یک کتاب و نوشتن یک صفحه از آخرین خوانده اش هر شب این کار رو انجام می ده.
    و من به اینم می گم پیدا کردن یک راه.
    خیلی مهمه که ساده تر از راه های موجود باشه. اما این که راهی پیدا بشه(بهتر بگم راهی پیدا کنیم) مهم تره.
    ….
    نوشتن با دست چپ رو شروع کردم اما منم به همون دلیل امتحانا این مدت ننوشتم و تمرین نکردم.
    چون حس می کنم با اشتراک گذاشتن نوشته هام با سیاوش و دوستان دیگه می شه انگیزه گرفت و داد و خیلی سریع تر به نتیجه می رسیم منم این کار رو می کنم و توی مقاطع زمانی مناسب{که آبرو ریزی نشه ;-) } نوشته هامو میفرستم و با هم به نتیجه می رسیم.
    >>>>>> فقط یه مشکل. بلد نیستم فایل بفرستم… :-( <<<<<<<
    لطفا یه نفر یکم توضیح بده که خیلی ازش ممنون می شم. هم مشکل الان حل میشه هم یه کار یاد می گیرم.:D
    مرسی.

    پاسخ
  7. مجید

    این قضیه باهوش شدن نصل بعدی رو من چند سال پیش واسه اولین بار حس کردم به طور جدی ، بچه های جدید دارن از آموزش درست تری برخوردار میشن و از طرفی محیط اطرافشون پیچیده تر از زمان ماست ، واسه همین از همون اول پردازش های بیشتری انجام میدن ، ما دغدغه های دیگه ای داشتیم و تونیستیم بعضی از این هارو حل کنیم ، بچه های جدید اون دغدغه هارو آماده دریافت میکنن ، واسه اونا از بدو تولد حل شدست!! اونا میان که مشکلات نسل خودشونو حل کنن… ما هم بهتره جم کنیم کاسه کوزه رو بریم تو کوه و جنگل زندگی کنیم D: :D

    پاسخ
  8. مجتبی

    چه داداشی داری تو! ولی فکر کنم شبیه این فرمول رو یه جایی شنیدم! یادم نیست! ولی فرمول جالبی بود! به درد تست حل کردن می خوره!

    پاسخ
  9. حسام

    ایول خیلی باحال بود عجب دادشی داری به خودت رفته دیگه
    جات خالی ترم پیش منم یه فرمول کفش کردم که چه جوری میشه استاد ها رو بفرستی مرخصی !!!
    خوش باشی

    پاسخ
  10. نبی

    جالب بود، لذت بردم. آرش رو میگم ;)

    در اون مورد به نظر من خیلی عوامل مثل ژنتیک، استعداد و محیط و نحوه آموزش و… مربوط میشه اما با مقایسه نسل قدیم و جدید موافق نیستم، اگر اینطور باشه که در قدیم بیشتر دانشمندهای کلیدی داشتیم تا الان، پس پسرفت داشتیم؟! نه! مگه قدیم انشتین و ادیسون نبودن؟ پس هر نسلی برای خودش نوابغ خودش رو داره.

    دست چپ هم شاید ۱۰ سال پیش تصمیم گرفتم خودم رو بهش عادت بدم اما هر بار بقدری انگشتام درد میگرفت که بیشتر یک پاراگراف نمیتونستم بنویسم چون تسلط نداشتم و بی اختیار قلم رو بیش از حد توی دستم فشار میدادم.
    البته در مورد بازی با پا برعکس هستم چون تکیه گاه و یا موقع بازی با توپ فقط با چپ میتونم کار کنم.

    پاسخ
  11. وب فوکاس

    وب فوکاس در نظر دارد در جهت افزایش رتبه سایت در موتورهای جستجو اقدام به تبادل لینک با وبلاگ ها و وب سایت ها نماید لذا در صورتیکه تمایل به تبادل لینک دارید با آدرس info [at] webfocus.ir مکاتبه نمایید.

    پاسخ
  12. آفتاب

    سلام خب باید بگویم موضوع و مطلب جالبی بود، آفرین که روی برادرت وقت می‌گذاری و شک ندارم که یکی از علت‌های درست فکر کردن برادرت، داشتن برادری مثل توست… و اینکه براش وقتی می‌گذاری… کلاً درست فکر کردن را بچه از کلام و همنشینی خوب یاد می‌گیرد… امیدارم که هر دوی شما موفق باشید…

    پاسخ
  13. مهراد محمودیان

    خیلی جالب بود راه حل برادرت ! باهاش کار کن ولی از الان ببرش سمت یه زبان برنامه نویسی مثل Perl که در همه حال چه وب و چه اپلیکیشن.
    از طرف من بهش تبریک بگو

    پاسخ
  14. احمد

    درود خیلی حرف مهمی زدید به نظر من درمورد مسائل سیاسی و اقتصادی همیشه فکر میکنم باید با دید هنر مندانه ای دنبال راه حل بود و اساس ثمر بخشی مدیریت رو در هنر مندی میدونم و روش های جدید برای حل مسائل

    مثلا همیشه دوره های دولت ۴ ساله هست ولی بیشتر دولت ها ۸ سال دوم میارن و کسی هم نمیگه دولتی که راضی نمیشه تو انتخابات شکست بخوره به هر روشی که ممکن باشه خودشو پیروز میکنه پسر مریض هستند اصلا انتخابات برگذار میکنن بیخودی خوب از اول ۸ سال باشه اگه ۸ سال زیاده ۶ سال باشه اگه فکر کنید میبیند که همین تغییر کوچیک کلی ویژیگی های مثبت دیگه داره مثلا باعث میشه که دولت ها بتونن با برنامه ریزی شروع کنن و مردم بجای انتخاب افراد فقط برنامه ها رو انتخاب میکنن چون دولت میدونه که وقتی شروع میکنه فرصت کافی برای برنامه هاش داره و از طرفی وسط یه دولت مردم واسه عوض کردن رئیس جمهور سر کار نمیرن و اذیت نمیشن بعد اینطوری اختلاف های سیاسی کمتر میشه چون همه میدونن که یه نفر تا چه حد برنامه هشو اجرا کرده و کلی فایده دیگه داره در عوض هیچ ضرری هم نداره

    پاسخ
  15. Jamal Taghavimehr

    بسیار عالی…. برای من که ۵ دقیقه وقت برد تا این نحوه شمارشی رو که گفتی یاد بگیرم، معلومه داداشت هم مثل خودت خیلی باهوشه. خوشحالم که با سایتت آشنا شدم.
    البته قبلا تعریفت رو از چند تا از بچه های دانشگاه شنیده بودم، ولی چون هیچ وقت ندیده بودمت، فرصت هم نشده بود که به وبسایتت سر بزنم. حالا که این اتفاق افتاد، خیلی خوشحالم.
    در مورد حرفت هم خیلی موافقم که هوش ژنی و ارثی هست، اما بد نیست به داداشت گوشزد کنی که تلاش و پشتکار برای تعالی هوش بالقوه اش خیلی لازمه. درست مثل خودت.
    موفق تر باشی دوست عزیز.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>